تبليغاتX
طنین تربیت

  ماه مهر، ماه درس و كتاب و انديشه، ماه قلم ، بينش و تفكر ، فصل شيرين تعلیم و تعلم، فصل وصل معلمان و متعلمان و بهار دانش فرا رسید. اين فرصت طلايي و آغاز آشنائي مجدد با كلاس و درس و مدرسه را به همه همکاران عزیز،معلمان ،دانش آموزان و دانشجويان تبريك عرض مي كنم و امیدواریم در امر تعلیم و تربیت امیدها و سرمایه‏های آینده میهن اسلامی‏مان موفق باشند. وزارت آموزش و پرورش سال تحصیلی جدید را به لحاظ عدم کسب رای اعتماد وزیر پیشنهادی  وزارت آموزش و پرورش، بدون وزیر، در حالی آغاز نمود که با  کوله باری از مسائل و مشکلات از قبیل موارد زیر مواجه می باشد.

1-    بلا تکلیفی حاکم بر سازمانها و ادارات آموزش و پرورش استانها ،شهرستانها و مناطق

2-    رواج عزل و نصبهای سلیقه ای،سیاسی,باندی و جناحی

3-    عدم استفاده از نیروهای شایسته و متخصص در عرصه تعلیم و تربیت

4-    استفاده از نیروهای فاقد تجربه و تخصص در عرصه های مدیریتی

5-    ميل شديد  مسئولین وگروه‌ها ي صنفي و سياسي به دخالت در امور تخصصي آموزشي و تربيتي

6-     وابستگي شديد مالي اين دستگاه به دولت و مواجه بودن با کسری بودجه

7-    آستانه پايين تحمل اجتماعي و مقاومت براي اصلاح برخي كاستي‌ها و تغيير رويه ها در حوزه اداري و مالي وزارت

8-    عدم استفاده از توان کارشناسی متخصصان و  کارشناسان مجرب وزارتخانه

9-    استفاده ازمعلمان آموزش ندیده وغیرحرفه‌ای فاقد صلاحیتهای علمی و تخصصی

10-سیستم اداری تنبل و عقب‌افتاده

11-تراکم دانش آموزی کلاس های درس

12-توسعه بي‌رويه مدارس و كلاس‌ها ، علي‌رغم كاهش جمعيت دانش‌آموزان

13-كمبود شديد معلم در مناطق محروم و در نتيجه استفاده از هزاران نیروی آزاد خرید خدمت، حق‌التدريس و سرباز معلم در اين مناطق و از سوي ديگر وجود حدود 50 هزار نيروي حقوق‌بگير مازاد و فاقد كلاس‌ درس در شهرهاي بزرگ

   این مسائل و مواردی دیگری که از حوصله این مقال خارج است وضعیت آموزش و پرورش ما را گرفتار مسایل و مشکلات عدیده ای نموده است.این امر موجب استمرار وضع موجود و تشديد نارسايي‌ها در سال تحصیلی جدید خواهد شد.

   با نگاهی عمیق به مدیریت کلان کشور به خوبی می توان دریافت که ریشه تمام مشکلات ومعضلات و نابسامانی های موجود در عدم توجه به آموزش و پروش به عنوان یکی از زیرساخت های اساسی کشور می باشد.همه اینها حاکی از عدم حاکمیت تفکر سیستمی و برنامه ریزی صحیح و اصولی در مدیریت کلان وزرارت آموزش و پرورش به عنوان یکی از حساس ترین دستگاههای اجرائی کشور می باشد.و غلبه مسائل سیاسی بر امور آموزشی و پرورشی وبی مهری و کم توجهی مسئولین محترم به این وزارت  در انتخاب و معرفی وزاری آموزش وپرورش موید این مطلب می باشد. تجارب سالهای قبل  نشانگر این موضوع است،كه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به این طرف، انتخاب وزراي آموزش و پرورش بدون توجه به کارآمدی و شایستگی علمی و تخصصی آنان  و با در نظر گرفتن مصالح سیاسی وجناحی صورت گرفته است.در حالی به لحاظ اهمیت و نقش تاثیر گذار این وزارتخانه در رشد و بالندگی کشور وزرای آموزش و پرورش بيش از ساير وزيران در معرض حساسيت‌ها،قضاوت و داوریهای اجتماعي بوده و همواره در معرض استيضاح و سوال نمایندگان مجلس قرار داشته اند. و لذا ً با شرايط بسيار دشوار سياسي و مالي براي اجراي برنامه‌های خود رو به رو بوده‌اند. تجربه نشان داده است که با تغییر و جابجايي وزرا، برنامه‌هاي پيشين به بوته فراموشی سپرده شده و پي‌گيري نمي‌شود و يا چنان تغییر یافته و دگرگون مي‌شوند كه بعضا ماهیت اولیه خود را از دست می دهند.

    در حال حاضر که  آموزش و پرورش كشور با آسيب‌ها و نارسايي‌هاي زیادی دست و پنجه نرم مي‌كند،اميد مي‌رود مسئولین محترم با اجتناب  از در گير كردن آموزش و پرورش با موضوعات سياسي و غير كارشناسانه ،حذف مدیران سیاسی وانتخاب مدیران آموزشی متخصص و متعهد و استفاده از توان ،تخصص و تجربه متخصصان وخردورزان و اندیشمندان عرصه تعلیم و تربیت ،حاکمیت عقلانیت،قانون و برنامه های علمی و کارشناسی شده به جای سلایق و وابستگی های جناحی، ،پايبندي به برنامه ریزی آموزشی وبرنامه ریزی درسی، توزيع عادلانه منابع و امكانات در آموزش و پرورش و در نتیجه افزايش کارائی و اثربخشی نظام آموزشی از تفکری نظامند  همراه با تعمق و جامعیت و  منطبق با مصالح ملي و عالي نظام تبعيت کرده و به ايجاد تحولات و منویات مورد نظر مقام معظم رهبري در آموزش و پرورش سرعت بيشتري ببخشند.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 0:48 | لینک ثابت |

    اوقات فراغت دلپذیرترین اوقات آدمی است . بخشی از عمر او که از آن خود اوست ، ساعاتی فارغ از کار روزانه و رنج ایام که صرف آن چیزی می کند که خود می خواهد ، خود بر می گزیند و اگر عاملی بیرون از او دخالت نکند به رضا و رغبت دل می گذراند .این اوقات برای مومنان لحظه های خلوت و نیایش معبود برای عالمان و اندیشمندان دقایق تعمق و تحقیق و تفکر ، برای هنرمندان زمان پدید آوردن و ساختن، برای افراد بی فکر و ذکر و بی هنر ، ملال آور ترین اوقات است ؛ خلاء هایی که نمی دانند چگونه و با چه وسیله ای پر کنند . و از این روست که اوقات فراغت برای دسته ای از مردم  بارورترین و شوق انگیز ترین ساعات ، و برای عده ای بی بار ترین و شاید مفسده انگیز ترین اوقات است . همین تفاوت بارز ، به ویژه اگر مجموع اوقات سالم و پربار و ناسالم و بی بار را در یک جامعه یا در همه جوامع بشری در نظر بگیریم ، نشان می دهد که این بخش از عمر آدمی چه اهمیتی می تواند داشته باشد ؛ زمان عظیمی که یک سوی آن بارور کردن عمر و زندگی ، و سوی دیگر آن ضایع شدن و هدر رفتن لحظه های شیرین و زود گذر است .

چیزی که امروز با نام  " اوقات فراغت " از آن یاد می شود ، در روزگاران گذشته با این نام شناخته نبود . این اصطلاح جدید و مفهوم تازه از زمانی مطرح گردید که تمدن صنعتی و نظام زندگی متناسب با آن آغاز گردید . در هر حال " اوقات فراغت " با وقت آزاد ؛ بیکاری ، اوقات مرده و نظایر آن متفاوت است . وقت آزاد می تواند اعم اوقات فراغت اخص باشد . در اوقات آزاد کارها و وظایف متعددی چون خوردن ، خوابیدن ، شستشو ، دید و بازید و مانند آن انجام می گیرد که اوقات فراغت بخش کوچکی از آن را تشکیل می دهد ، زیرا لحظه هایی که بتوان فارغ از وظایف اجتماعی ، خانوادگی و دیگر ، مالک آنها شد به راستی کم است .به ویژه در جامعه هایی که بنیاد زندگی بر هدف های مادی و به دور از ملاحظات انسانی بنا شده است ، این لحظه ها اندک تر است  .

   اوقات فراغت مانند تیغ دولبه ای است که اگر در مسیر مثبت هدایت شود موجب رشد و شکوفایی فردی و اجتماعی می شود.و در صورتی که در مسیرهای درستی هدایت نشود،می تواند به فراهم کننده بالقوه شرایط و زمینه های آسیب زا تبدیل شود.لذا اوقات فراغت امروزه به یک امر مهم و اساسی تبدیل گشته است و برنامه ریزی در جهت پربار و اثربخش نمودن آن از ضروریات اساسی تلقی می گردد.سیاستگذاران و برنامه ریزان نهادهای فرهنگی و آموزشی باید با برنامه ریزی های مناسب و منطبق با نیازها و روحیات افراد،این اوقات را مدیریت و هدایت نمایند.برنامه ریزی برای اوقات فراغت نشانه توجه جامعه به افراد مخصوصا نوجوانان و جوانان می باشد.با برنامه ریزی مناسب و آموزش صحیح می توان نوجوانان و جوانان را از بسیاری از انحرافات و آسیب های اجتماعی برحذر داشت.انشاءالله در پست های بعدی در این زمینه بیشتر خواهم نوشت. 


 

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 1:52 | لینک ثابت |

اين روزها همه خانواده‌هايي كه دانش‌آموزي در منزل دارند، نگران نتيجه تلاش فرزندان خود در خصوص تحصيل و فراگيري دانش هستند. بايد توجه داشت كه در اين زمان، اضطراب و نگراني به صورت همه‌گير بوده و والدين گاهي بيشتر از خود دانش‌آموزان اضطراب دارند، به طوري كه اغلب اضطراب آنها روي فرزندان تاثير گذاشته و موجب افزايش دلواپسي‌ها و اضطراب دانش‌آموز مي‌شود، بنابراين در اين شرايط اين سوال به وجود مي‌آيد كه چگونه با فرزند مضطربمان رفتار كنيم و چه كنيم تا محيط خانه به فضايي آرام و مناسب براي مطالعه فرزندان تبديل شود.
در مرحله اول والدين بايد واكنشهاي هيجاني خود را كنترل كنند و بتوانند زمينه آرام‌سازي ذهني و فكري را براي بچه‌ها فراهم كرده (نه به صورت ظاهري بلكه بسيار واقعي) تا جائيكه آنها احساس امنيت كنند به همين جهت برخورد با مسئله امتحان و گذراندن روزهاي امتحان نياز به برنامه‌ريزي بلندمدت از سوي خانواده‌ها دارد كه افق اين برنامه‌ريزي بايد به سمت هويت بخشي و احساس امنيت در اعضاي خانواده باشد. اما مهمتر از همه خود بچه‌ها هستند كه تحت فشار چندجانبه از طرف مدرسه، خانواده و... قرار مي‌گيرند.
اضطراب امتحان در بچه‌ها معمولاً به دلايل زير شكل مي‌گيرد:
1. استرس و فشار از جانب خانواده‌ها به علت توجه افراطي به فرزندان براي كسب نمرات بالا بدون توجه به زمينه استعداد فرزندان
2. نداشتن برنامه منظم مطالعاتي همراه با خواب و استراحت كافي
3. توجه افراطي يا عدم توجه به تغذيه بچه‌ها
4. وجود بحث و مشاجره در بين والدين
به نظر مي‌رسد تقويت روحيه دانش‌آموزان و تشويق آنها در تلاش بيشتر براي موفقيت و مهمتر از همه بالابردن سطح اعتماد به نفس بچه‌ها از اينكه امتحان فقط يك خودسنجي ساده براي آنها و معلم است كه ببينند حاصل تلاش يك ساله آنها چه بوده است مي‌تواند اضطراب و ترس از امتحان را به حداقل رساند و برعكس سختگيري، ايجاد رعب و وحشت و بزرگ‌نمايي امتحان مي‌تواند در دانش آموزان استرس ايجاد كند.
چه كنيم تا نتيجه بهتر بگيريم
براي اينكه بتوانيد از استرس خود بكاهيد و راحت‌تر در امتحانات شركت كنيد، راهكارهاي زير مي‌تواند مفيد باشد:
- چند نفس عميق بكشيد.
- با خودتان تكرار كنيد كه خدايا من خودم را به تو مي‌سپارم.
- با چند بار تكرار اين جمله احساس خواهيد كرد آرامش وجودتان را در برگرفته است.
- افكار منفي‌تان را كنترل كنيد.
- وجود يك صبحانه سبك، اما مقوي، يك اصل مهم در اين زمان است.
طاهره شمس
به نقل از روزنامه اطلاعات ٢٩/٢/١٣٨٨

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در جمعه یکم خرداد 1388 ساعت 20:52 | لینک ثابت |

   خداوند منان را شاكر و سپاسگزاريم كه  امروز جشن دوسالگي طنين تربيت را مي گيريم. طنين تربيت در اين مدت توفيق داشته است با ارائه بيش از چهل مقاله در خدمت18150 نفر بازديد كننده از اقصي نقاط دنيا و ميهن عزيزمان باشد.مايه بسي خوشبختي است كه اين وبلاگ توانسته است با راهنمائي دانشجويان ،معلمان ، انديشمندان و پژوهشگران به رشد و توسعه علم كمك نمايد.از كليه عزيزاني كه با حضور سبز خود مايه دلگرمي ما بوده و با ارائه نقطه نظرات ارزنده خويش به غناي علمي طنين تربيت كمك نموده اند،صميمانه تشكر مي نمايم. ضمن تبريك ميلاد با سعادت نبي رحمت حضرت ختمي مرتبت(ص) و ششمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت حضرت امام جعفر صادق(ع) پيشاپيش عيد نوروز ،بيدار شدن طبيعت و سال جديد را خدمت همه عزيزان تبريك و تهنيت عرض مي نمايم. اميد است سال جديد ،سالي توام با رحمت و بركت  الهي و سالي سرشار از موفقيت،كاميابي و شادي براي همه عزيزان باشد.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 12:57 | لینک ثابت |

به مناسبت تلاش همکاران معلم برای نوشتن طرح درس جهت شرکت در جشنواره الگوهای برتر (یا مناسب) تدریس و در پی درخواست برخی از دانشجویان توضیحاتی در رابطه با اهمیت و ضرورت داشتن طرح درس و چگونگی نوشتن آن در چندين پست تقدیم حضور علاقمندان می گردد.امید است مفید واقع شود.

تدریس Teaching :

تدریس به آن قسمت ازفعالیتهای آموزشی که با حضورمعلم درکلاس درس اتفاق می افتد اطلاق می شود. تدریس بخشی از آموزش است و همچون آموزش یک سلسله فعالیتهای منظم،هدفدار و از پیش طراحی شده را دربر می گیرد و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری از سوی معلم است.هرتدریسی آموزش است،ولی هر آموزشی ممکن است تدریس نباشد.

ویژگیهای خاص تدریس عبارتند از:

1- وجود تعامل بین معلم و دانش آموزان

2- فعالیت بر اساس اهداف معین و از پیش تعیین شده

3- طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات

4- ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری

یادگیری نتیجه آموزش و تدریس است،وعبارتست از تغییرات نسبتا ثابت وپایدار در رفتار بالقوه یادگیرنده که در اثر تجربه رخ دهد. کاربرد واژه تغییر نسبتا پایدار به خاطر این است که تغییرات موقتی در رفتار از حیطه یادگیری برکنار می باشند.کاربرد اصطلاح رفتار بالقوه بدین معنی است که همیشه نباید انتظار داشت که یادگیری بلافاصله در رفتار یادگیرنده ظاهر شود. کاربرد کلمه ی تجربه حاکی ازآن است که تنها تغییراتی را دررفتار می توان یادگیری دانست که ماحصل تجربه باشد؛نه ناشی از رشد،مصرف دارو یا خستگی.

طراحی آموزشی چیست؟

برای انجام دادن هر فعالیتی طرح یا نقشه ای لازم است تا مراحل و اقدامات اجرایی،درآن به خوبی مشخص شود.هرکار هدفمندی ،الزاما به برنامه ی صحیحی همراه با ملاحظه ی همه ی جوانب نیاز دارد.این موضوع در امر آموزش نیز بسیار قابل اهمیت است. معلمان درمقام طراح آموزشی،باید برای تدوین یک برنامه ی مناسب ،مهارت و توانایی کافی داشته باشند.در این زمینه،سه وظیفه ی مهم یک معلم کارآمد عبارت است از:

1- توانایی و صلاحیت کافی برای طراحی فرآیند تدریس

2- توانایی و مهارت کافی برای اجرای برنامه ی تدوین شده

3- آگاهی و مهارت کافی برای کنترل و ارزش یابی آموخته ها

برنامه مدون و سنجیده ای که معلم قبل از تدریس برای یک جلسه درس تهیه می کند،را طرح درس روزانه می گویند.

دلایل طرح درس

1.موجب می شود معلم فعالیتهای ضروری آموزشی را به ترتیب، در مراحل وزمانهای مشخص به شیوه ای منطقی پیش ببرد

2.معلمی که بدون برنامه وآمادگی قبلی به کلاس می رود، ممکن است با ناکامی روبرو شود.

3.موجب می شود عوامل اصلی جریان تدریس در نظر گرفته شود و فراموش نشود.

4.موجب اعتماد به نفس معلم می شود.

5.توجه معلم رابه انتخاب روشها وفنون مناسب تدریس جلب میکند.

6.درجریان تهیه طرح درس،معلم فرصت خواهد داشت تا مشکلات احتمالی تدریس را پیش بینی کند.

7.وجود طرح درس ارزشیابی تدریس معلم را توسط راهنمایان تعلیماتی ، بازرسان وغیره آسان می کند.

مراحل طرح درس

1.تعیین هدف یا اهداف کلی درس

2.تعیین اهداف جزئی درس

3.تبدیل اهداف جزئی درس به اهداف رفتاری

4.تعیین نوع ارتباط بین هدفهای کلی و جزئی

5.ارزشیابی آغازین (آزمون رفتار ورودی وپیش آزمون )

6.ایجاد ارتباط و انگیزه سازی

7.تعیین روش تدریس و مبانی نظری آن

8.مدل کلاسی و گروه آموزشی

9.رسانه آموزشی ویژه

10.جمع بندی درس

11.ارزشیابی تکوینی وپایانی

12.تعیین تکلیف

در پست های بعدی مراحل طرح درس به تفصیل توضیح داده خواهد شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 22:13 | لینک ثابت |

این گزارش را تکان دهنده رابه لحاظ اهمیتی که دارد بدون هیچگونه توضیحی عینا میآورم تا درس عبرت و زنگ خطری برای خانواده هاو اولیاء محترم و مربیان و مسئولین جامعه باشد.

فارس: يك استاد دانشگاه با اشاره به پيدايش و شيوع مواد مخدر جديد در كشور گفت: پزشكان گاهي اوقات داروهايي را تجويز مي‌كنند كه زمينه اعتياد را در گروه‌هاي مختلف سني ايجاد مي‌كنند.

سيد محسن طباطبايي در رابطه با دلايل گرايش جوانان به مواد مخدر گفت: مواد مخدر به واسطه لغزش‌هايي كه در روحيات فردي و ارتباطات اجتماعي و خانوادگي ايجاد مي‌كنند مي‌توانند تبعات منفي را به دنبال داشته باشند.

وي با بيان اين كه بايد دلايل گرايش به مواد مخدر دسته‌بندي شوند، گفت: يكي از دلايل عقده‌هاي و فشارهاي رواني است كه از طرف دوستان، جامعه، خانواده و به نوعي محيط پيرامون بر افراد تحميل مي‌شود، نكته ديگر عدم اطلاع كافي از پيامدهاي استفاده يا گرايش به مواد مخدر است. افرادي كه به مواد مخدر گرايش دارند اطلاع كافي در رابطه با پيامدهاي آن ندارند.

* مصرف مواد مخدر توسط جوانان در ابتدا به صورت تفريحي است

اين استاد دانشگاه در ادامه به تفريحي كشيدن مواد مخدر از سوي جوانان اشاره كرد و گفت: گروهي از جوانان در ميهماني‌ها به صورت تفريحي از مواد مخدر استفاده مي‌كنند و اين در افراد سمت و سو و احتياج مبرم را ايجاد مي‌كند.در واقع به دليل استفاده پي در پي نمي‌تواند ديگر بدون مواد ادامه دهد و ناچار است مدام استفاده كند.

*حسادت و چشم ‌و هم چشمي عامل گرايش به مصرف مواد مخدر است

طباطبايي اظهار داشت: عامل ديگر حسادت است كه در نوجوان و جوان عامل گرايش به مواد مخدر مي‌شود، اگر اين افراد داراي دوستاني با وضع اقتصادي بالا يا معتاد باشند حسادت و چشم و هم چشمي باعث مي‌شود كه از روش زندگي آنها الگوبرداري كنند و به سمت مواد مخدر حركت كنند.

وي با بيان اينكه حسادت در افراد كج روي و انحرافات اجتماعي را ايجاد مي‌كند گفت: ولي حسادت با غبطه فرق مي‌كند اين به اين معني‌ست كه وجود غبطه در فرد باعث مي‌شود پيشرفت‌هاي اجتماعي ايجاد شود در واقع غبطه براي افراد ارزش است.

طباطبايي با اشاره به دوستي‌هاي جديد جوانان و انتقال اطلاعات گفت: گاهي اوقات جوانان با دوستي‌هاي جديد در معرض انتقال اطلاعات نادرست در رابطه با مواد مخدر قرار مي‌گيرند.

* اعتماد به نفس باعث مي‌شود تا جوانان آلوده به مواد مخدر نشوند

وي ضمن تاكيد بر وجود اعتماد به نفس در ميان جوانان گفت: اين عامل باعث مي‌شود تا جوانان در هر جمع يا مجلس به هيچ عنوان به مواد مخدر آلوده نشوند و تحت فضاي محيط نادرست قرار نگيرند.
وي گفت: بخش ديگر در زمينه اطلاع رساني است به اين صورت كه در محيط‌هايي مانند مدارس، مساجد، دانشگاه‌ها و يا مسئولين و دستگاه‌هاي ذي‌ربط مي‌توانند با استفاده از رسانه‌ ملي به اطلاع رساني صحيح و تاثيرگذار كمك كنند.
طباطبايي با بيان اين كه يكبار استفاده مواد مخدر مي‌تواند استفاده مداوم را در برداشته باشد گفت: اگر اعتقادات مذهبي در ميان جوانان تقويت شود به هيچ عنوان از مواد مخدر استفاده نمي‌كنند.

* برخي پزشكان با تجويز بعضي داروها زمينه اعتياد را فراهم مي‌كنند

اين استاد دانشگاه با اشاره به اهميت نقش متخصصان گفت: پزشكان گاهي اوقات داروهايي را تجويز مي‌كنند كه زمينه اعتياد را در گروه‌هاي مختلف سني ايجاد مي‌كنند به طور مثال مدتي پيش چند نوجوان را مي‌شناختم كه به دليل مشكلات اقتصادي، خانوادگي، دچار مشكل افسردگي شده بودند، زماني كه به پزشك مراجعه كرده بودند براي آنها داروهاي خواب آور يا آرام بخش تجويز كرده بود.
وي گفت: حتي امكان دارد كه افرادي كه حوزه مطالعاتي يا كاري زيادي دارند سعي ‌كنند از مواد مخدر استفاده كنند يا افرادي كه كار زيادي دارند سعي مي‌كنند از مواد مخدر استفاده كند،همچنين گروه ديگري كه بيماري‌هاي صعب‌العلاج دارند به مواد مخدر روي مي‌آورند.

* معتادان به راحتي فضاي مصرف مواد مخدر را فراهم مي‌كنند

طباطبايي در رابطه با دسترسي سريع به مواد مخدر و كاهش سن معتادين گفت: استفاده مواد مخدر نيازي به مكان و شرايط خاصي ندارد و مي‌توانند به سادگي فضاي لازم را ايجاد كنند و در هر گوشه و كناري مانند سرويس‌هاي بهداشتي يا حتي در كنار درختان پارك‌ها مي‌توانند مواد مخدر مصرف كنند.

* مصرف مواد مخدر نخ و برنز درمان ناپذير است

اين استاد دانشگاه با اشاره به پيدايش مواد مخدر نخ و برنز گفت: اين مواد مخدر از كشور تايلند وارد ايران شده است و استفاده از آن خيلي راحت و اثرات مخدر آن بسيار بالا و درمان ناپذير است.
طباطبايي افزود: يكبار استفاده از اين مواد استفاده دائم را به همراه خواهد داشت اما چون به لحاظ اين كه در اجتماعات مختلف اين مواد به سادگي در دسترس افراد قرار مي‌گيرد گرايش گروهاي سني به اين مواد بيشتر شود.
طباطبايي با بيان اين كه گاهي جوانان با استفاده از مواد مخدر احساس غرور مي‌كنند، تأكيد كرد: افراد گاهي احساس مي‌كنند با مواد مخدر آرامش به مي‌رسند اما در اين راه ورزش عامل كمك كننده قوي است و مي‌تواند مانع ايجاد كند.
وي درباره تأثير ورزش و گرايشات به مواد مخدر گفت: با ورزش آلودگي‌هاي بدن خارج مي‌شود ضمن اين‌كه به تخليه انرژي جوانان كمك مي‌كند؛ البته بايد به اين نكته توجه داشت كه افرادي كه به مواد مخدر روي مي‌آورند به دنبال آرامش هستند در حالي كه آرامش كه از طريق ورزش به انسان دست مي‌دهد با آرامش مواد مخدر قابل قياس نيست.
طباطبايي در رابطه با كاهش سن اعتياد گفت: تصورات افراد در سنين مختلف متفاوت است آرمان‌خواهي نوجوان 13 ساله با جوان 18 سال بسيار متفاوت است ضمن اين‌كه غرور دوران نوجواني باعث مي‌شود سريعتر معتاد شود.

* استفاده از مواد مخدر از دوران نوجواني شروع مي‌شود

وي افزود: يكي از علتهاي منع مصرف مشروبات الكي و مواد مخدر در ميان نوجوان كشورهاي پيشرفته اين است كه در واقع مي‌خواهند پيشگيري كنند چون استفاده از مواد مخدر بيشتر از سنين نوجواني است و رهايي آنها از مواد مخدر بسيار مشكل است.
طباطبايي با اشاره به مباحث فرهنگي، مذهبي و تأثير آن در تقويت باورهاي ديني جوانان تأكيد كرد: هر چه از انقلاب و جنگ فاصله مي‌گيريم اعتقادات نوجوانان و جوانان نيز كم رنگ‌تر مي‌شود در واقع خيلي مانند آن دوران پررنگ نيست، اين مسئله توجه جدي مسئولان كشور را مي‌طلبد.
اين استاد دانشگاه ضمن ابراز تأسف از فاصله گرفتن از حال و هواي جنگ و انقلاب ادامه داد: جوانان بايد بدانند كه در آن دوران نوجوانان و جواناني بودند كه در شرايط به مراتب بدتري قرار داشتند اما در دوران انقلاب و سال‌هاي جنگ حضور داشتند و با وجود حملات جنگي و بمب باران‌ها در جبهه‌ها حضور پيدا كردند.
وي ادامه داد: اما از اين شرايط فاصله گرفتيم و الان با گسترش ماهواره‌ها و برنامه‌هاي مختلف دسترسي و گرايش به مواد مخدر در ميان نوجوانان و جوانان به عنوان ابزار ديگري در جهت از بين بردن نيروي جوان كشور استفاده مي‌كنند.
طباطبايي تأكيد كرد: بايد در نظر داشته باشيم كه نوجوانان و جوانان بيش از سال‌هاي گذشته در معرض شيوع به مواد مخدر هستند پس لازم است از راهكارهاي بهتري كه مي‌تواند به عنوان مانعي در جهت گرايش جوانان به مواد مخدر باشد استفاده كرد.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در جمعه یازدهم بهمن 1387 ساعت 22:10 | لینک ثابت |

ماه محرم و روز تاسوعا و عاشورای حسینی که میرسد،فضای جامعه ما به عطر عاشورا و ایثار و شهادت معطر می شود.عطر عاشورا،عطر ایثار،فداکاری،غیرت،شجاعت،معنویت،امربه معروف و نهی از منکر است.راه امام حسین (ع) فراخواندن مردم به معنویت ،پاکی و دینداری و احیای سنت نبوی و ارزشهای والای الهی و مبارزه با بدعت ها،تحریف ها،خرافات و جهالت و نادانی و غفلت هاست. در این نوشتار نخست ذکر فضایل حضرت ابیعبدالله امام حسین (ع) از دیدگاه شخصیت های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و سپس به وظیفه ما در این دوران در قبال نهضت عاشورا پرداختهخ می شود.

مهاتما گاندی درباره الگو پذیری از امام حسین (ع) می گوید:من زندگي امام حسين عليه السلام آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين عليه السلام پيروي كند.محمدعلي جناح درباره امام حسين(ع) اینگونه سخن مي گويد:هيچ نمونه اي از شجاعت بهتر از آنكه امام حسين عليه السلام از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي شود، به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد، پيروي نمايند. پورشو تامداس توندون امام حسين را مي ستايد و در موردش می گوید: شهادت امام حسين عليه السلام از همان زمان كه طفلي بيش نبودم در من تأثير عميق و حزن آوري مي بخشيد. من اهميت برپا داشتن اين خاطره بزرگ تاريخي را مي دانم. اين فداكاري هاي عالم از قبيل شهادت امام حسين عليه السلام سطح بشريت را ارتقاء بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه بماند و يادآوري شود.

اثر نهضت امام حسين از نظر گيبون مورخ مشهور این گونه بیان شده است:در طي قرون آينده بشريت و در سرزمين هاي مختلف شرح صحنه حزن آور مرگ امام حسين موجب بيداري قلب خونسردترين قارئين خواهد شد. چارلز ديكنز درباره نهضت امام حسين اينگونه مي گويد:اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته هاي دنيائي خود بود، من نمي فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند، پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام فداكاري خويش را انجام داد.

امام حسين عليه السلام از نظر توماس كارلايل این گونه توصیف شده است:بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم، اين است كه امام حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند، آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل روبه رو مي شود، اهميت ندارد و پيروزي امام حسين با وجود اقليتي كه داشت باعث شگفتي من است.

سخنان پروفسور ادوارد براون درباره حادثه عاشورا نیز معنا و پیام خاصی دارد.وی می گوید: آيا اقليتي پيدا مي شود كه وقتي درباره كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و الم نگردد، حتي غيرمسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت، انكار كنند.

نهضت امام حسين از نظر فردريك جمس این طوری بیان شده است: درس امام حسين عليه السلام و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين مي رساند كه هرگاه كسي براي اين صفات ابدي مقاومت كند و بشر در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

صاحبنظر دیگری به نام ل. م. بويد درباره عظمت عاشورا می نویسد: در طي قرون افراد بشر هميشه جرات و پردلي و عظمت روح و بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين عليه السلام و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند، همنوا بوده ام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است

امام حسين از نظر واشنگتن ايروينك مورخ آمريكايى شخصیتی ستودنی است.وی در باره سالار شهیدان می نویسد: براي امام حسين عليه السلام ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن اراده يزيد نجات بخشد، ليكن مسئوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگ هاي تفتيده عربستان روح امام حسين فناناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي امام حسين.

توماس ماساريك درباره حادثه كربلا سخن مي گويد:بسياري از مورخين مابه كم و كيف اين رسم و ازدياد عزاداري واقف نبوده، جاهلانه سخن مي گويند و وضع عزاداري پيروان امام حسين عليه السلام را مجنونانه مي پندارند و ابداً بدين نكته پي نبرده اند كه اين مسئله در اسلام چه تحولاتي را به وجود آورده و جنبش و نهضت مذهبي كه از تعزيه داري در اين قوم پيدا شده در هيچ يك از اقوام و ملل ديگر عالم پيدا نشده است، با يك نظر دقيق در ترقيات دويست ساله پيروان حضرت علي عليه السلام در هندوستان كه عزاداري را شعار خود نموده اند تصديق خواهيم كرد كه بزرگترين عالم اصلي مزيت را آنها پيروي مي كنند..دويست سال پيش پيروان علي و امام حسين عليها السلام در سرتاسر هندوستان در اقليت بودند و همين حال را درممالك ديگر داشتند. امروزه در ممالك مترقي و ثروتمند مسيحي اگر بخواهند چنين ماتم و عزاداري را به پا نمايند با صرف ميليونها دلار باز هم به تأسيس چنين مجامع و مجالس عزاداري موفق نخواهند شد. گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح ، مردم را متأثر مي سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان امام حسين عليه السلام يافت مي شود، در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب امام حسين عليه السلام مانند پركاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.

موريس دوكبري مي نويسد:اگر مورخين ما، حقيقت اين روز را مي دانستند و درك مي كردند كه عاشورا چه روزي است اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند، زيرا پيروان امام حسين به واسطه عزاداري امام حسين مي دانستند كه پستي و زيردستي و استعمار واستثمار را نبايد قبول كنند، زيرا شعار پيشرو و آقاي آنها ندادن تن به زيربار ظلم و ستم بود.

قدري تعمق و بررسي كنيم كه در مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام چه نكات دقيق حيات بخشي مطرح مي شود! در مجالس عزاداري امام حسين گفته مي شود، كه امام حسين عليه السلام براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت.

پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زيردستي استعمارگران( بيگانگان) خلاصي يابيم و مرگ باعزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم زيرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگي با ذلت است. مسلم است ملتي كه از گهواره تا گور تعليماتش چنين است داراي چه مقام و مرتبتي است، داراي هر گونه شرافت و افتخاري است، همه سرباز حقيقي عزت و شرافتند. علاوه بر منافع سياسي كه ذكر شد و اثراتش طبيعي است. بزرگترين پاداش اخروي را مسلمانان در اين عمليات( يعني تعزيه داري امام حسين مي دانند) آشنايان به تاريخ تصديق خواهند نمود كه اصلاح اخلاق و تعليمات بين المللي جز به وسيله مذهب ، امروزه و بلكه در قرن ها در ملل خاورميانه غيرممكن است. جمعيت تسليح اخلاقي به خوبي بدين نكته پي برده كه وطن خواهي و اتحاد و اتفاق را در سايه دين و مذهب و ديانت ملل خاور زمين به دست آورده اند. امروزه در ممالك متحده آمريكا مردم را به نام خدمت به وطن دعوت مي كنند، ولي در آسيا مي توان خدمات شاياني را به نام دين و مذهب حاصل نمود.

دكتر ژوزف مورخ معروف فرانسوي در كتاب " اسلام و اسلاميان" مي نويسد: بعد از رحلت بنيان گذار اسلام يعني محمدبن عبدالله صلي الله عليه و آله اختلاف كلمه و عقيده در تابعين و جانشينان وي پيدا شد. دسته اي به خلافت دامادش علي بن ابي طالب قائل و دسته ديگري خلافت پدرزن او ابوبكر را قبول نمودند، دسته اول را شيعه و دسته دوم را سني ناميدند. وقتي حضرت علي عليه السلام به خلافت رسيد و عايشه زوجه حضرت محمد صلي الله عليه و آله و دختر ابوبكر بر مخالفت او برخاست و معاويه برادرزن ديگر محمد صلي الله عليه و آله در شام پرچم پادشاهي را برافراشت. در اين موقع سه دستگي به وجود آمد و جنگ هاي شديدي برپا شد و عده زيادي مقتول و مجروح گرديدند. زماني كه زمامدار شام( معاويه) به قتل و غارت پيروان حضرت علي عليه السلام پرداخت و دستور داد كه نام حضرت علي عليه السلام را به زشتي ياد كنند در منابر و مساجد نسبت به علي عليه السلام اهانت نمايند. عداوت و دشمني بين دو دسته شيعه و سني بيش از پيش شد و شيعيان از زيربار اطاعت بزرگان سنت بيرون آمده و تنفر و انزجار خود را از آنها ابراز داشتند. ولي حكومت و اقتدار در دست تسنن بود. از بعد از زمان خلافت، شيعيان از ترس حكومت هاي جابر هيچ گونه ابراز عقيده اي نمي نمودند و اين شيوه برقرار بود تا واقعه عاشورا كه در اين روز به دستور حاكم شام( يزيد بن معاويه) امام حسين عليه السلام و يارانش را در حوالي كوفه به قتل رسانيدند و اين واقعه حائز اهميت شاياني گرديد و پيروان حضرت علي عليه السلام برآشفته و موقع را مغتنم شمرده مشغول پيكار شدند و جنگ ها نموده و خون ها ريخته شد و عزاداري برپا گرديد و كار به جائي رسيد كه شيعيان، عزاداري نوه محمد (ص) يعني امام حسين بن علي عليه السلام را جزو مذهب خود قرار دادند و از آن روز تاكنون به پيروي از بزرگان دين خود كه آنها را دوازده نفر از اولاد حضرت علي و حضرت فاطمه عليها السلام مي دانند و گفتار و رفتار و كردار هر يك از آنها را در مرتبه گفتار و كردار خدا و رسول و تالي قرآن مي شمارند، در عزاداري امام حسين عليه السلام شركت كرده و رفته رفته اين عزاداري از اركان مذهب شيعه قرار گرفت. با ترقيات سريع السيري كه شيعيان در اندك مدتي كردند مي توان گفت در دو قرن ديگر عدد آنها بر ساير فرق مسلمانان بيشتر خواهد شد و علت اين امر به واسطه سوگواري امام حسين عليه السلام است.

مرى هگلند نيز از ديدگاه انسانى - اجتماعى به متحول‏شدن در فهم مفاهيم اصلى تشيع در ميان توده‏هاى ايرانى توجه مى‏كند: تفكر شيعى دو امكان يا شق اصلى را كه هر دو شديدا به شهادت امام حسين(ع) وابسته است در شكل دادن به نگرشهاى فردى ارائه مى‏نمايد... ظلم فراگير اجتماعى بعلاوه تغيير در روابط اجتماعى و اقتصادى، نگرش نسبت‏به اين امام را به عنوان يك شفيع (در روز جزا) تضعيف نمود. روايت انقلابى از شهادت امام سوم، ديدگاههاى توده‏اى شيعه را در مورد آموزه‏هاى مذهب خود متحول كرد و به دلايل مختلف باعث تجديد حيات ميراث و هويت اسلامى آنها شد. به اين ترتيب هگلند معتقد است كه دو ايدئولوژى از شهادت امام حسين(ع) ارائه شده است. يك ايدئولوژى كه امام حسين(ع) را به عنوان يك شفيع در روز واپسين معرفى مى‏كند و بدين طريق به سازگارى سياسى مى‏انجامد و ديگرى كه امام حسين(ع) را به عنوان اسوه و الگو مى‏شناساند و به حركت و قيام و انقلاب عليه حكومتهاى جائر مى‏انجامد. دو تغيير مهم ايدئولوژيك در دوره انقلاب رخ داده است. اول اين مطلب كه در رهيافت كربلا، صرفا گريستن انفعالى براى امام حسين مطمح نظر نيست‏بلكه كربلا يك جنگ واقعى براى تحقق ايده‏آلهاى امام حسين است و تعهد نسبت‏به آن فردى و شخصى نبوده بلكه يك تعهد اجتماعى است. دوم، پس از محو رژيم، يك تعبير ديگر از امام حسين به عنوان سمبل اعتراض عليه استبداد، از امام على به عنوان سمبل بنا كننده حكومت و از حضرت محمد به عنوان سمبلى از جامعيت و جهان‏باورى ديده مى‏شود. در ميان آثارى كه درباره انقلاب اسلامى به نگارش درآمده است، برخى انقلاب اسلامى را ادامه مبارزات شيعيان و روحانيان در طول تاريخ گذشته ايران مى‏دانند و بسيج توده‏اى مردم بر مبناى ارزشهاى حركت آفرين شيعى را، علت اصلى سقوط رژيم پهلوى معرفى مى‏كنند. همچنين برخى معتقدند كه با تاكيد بر ثبات تشيع در طى قرنهاى متمادى، اقبال به آن را مى‏توان نتيجه عملى اعتقادات شيعه در زمينه عدالتخواهى و رهبرى عنصرى صالح و مبارزه روحانيان با تكيه بر اصل اجتهاد عليه نظامهاى سلطنتى - استبدادى دانست.بنيانگذار فقيه جمهوري اسلامي ايران با علم به ابعاد سياسي و نتايج حاصل از انجام شعاير مذهبي بود كه همواره شيعيان را بر آن سفارش مي داد و پيروزي و اتحاد كلمه ميان مسلمانان را در گرو برپايي همين مجالس مي دانست.و می فرمود این محرم وصفر ایت که پشتیبان این نهضت است. اكنون بايد پرسيد اگر نبود الهام از همين مجالس عزاداري و فرهنگ عاشورايي شيعيان، آيا امکان داشت اين گونه در طول تاريخ اسلام به ايستادگي در برابر حكومت هاي مستبد و برپايي نهضت هاي عظيم عليه حاكمان طاغوت مشهور شد؟ وهمچنین باید از خود پرسید وظیفه ما در قبال این نهضت حسینی و حماسه عاشورایی واین انقلاب شکوهمند ملهم از قیام عاشورا چیست؟ردر ميان حوادث تاريخ، «عاشورا» و «شهداي كربلا» از ويژگي خاصّي برخوردارند و صحنه صحنة اين حماسه ماندگار و تك تك حماسه آفرينان عاشورا، الگوي انسانهاي حق طلب و ظلم ستيز بوده و خواهد بود، همچنان كه «اهل بيت» بصورت عام تر، در زندگي و مرگ، در اخلاق و جهاد، در كمالات انساني و چگونه زيستن و چگونه مردن، براي ما سرمشق اند. از خواسته هاي ماست كه حيات و ممات ما چون زندگي و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتي مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مَحَمَّدٍ».

امام حسين ـ عليه السّلام ـ حركت خويش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش، براي مردم ديگر سرمشق مي داند و مي فرمايد: «فَلَكُمْ فيَّ اُسوَةٌ» نهضت عاشورا، الهام گرفتة از راه انبيا و مبارزات حق جويان تاريخ و در همان راستاست. استشهادي كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ به كار پيشينيان مي كند، نشاندهندة اين الگوگيري است. هنگامي كه مي خواست از مدينه خارج شود، اين آيه را مي خواند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّني مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمينَ» كه اشاره به خروج خائفانة حضرت موسي از شهر و گريز از سلطة طاغوتيِ فرعون و ظلم اوست و نشان مي دهد كه آن اقدام موساي كليم، مي تواند الگو به حساب آيد كه حضرت، آيه مربوط به او را خواند. قبل از حركت نيز در وصيتنامه اي كه به برادرش محمد حنفيّه نوشت و مبنا و هدف و انگيزة خروج را بيان كرد، از جمله تكية آن حضرت بر عمل به سيره جدّ و پدرش و پيمودن همان راه بود و نهضت خود را در همان خطّ سير معرفي كرد: «وَ اَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي و اَبي عَلِيِّ بْنِ اَبي طالِبٍ» و سيرة پيامبر و علي ـ عليه السّلام ـ را الگوي خويش در اين مبارزه با ظلم و منكر دانست. اين شيوه، تضميني بر درستي راه و انتخاب است كه انسان مبارز، از اوليائ دين و معصومين الگو بگيرد و براي كار خود حجّت شرعي داشته باشد. در سخني ديگر، آن حضرت فرموده است: «وَلي وَ لَهُمْ و لِكُلِّ مُسلمٍ بِرَسُولِ اللهِ اُسْوَةٌ»و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را اسوة خود و هر مسلمان ديگر قلمداد كرده است. پيامبر اكرم، دو فرزندش امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ را «امام» معرفي كرده است، چه قيام كنند، چه بنشينند: «اِبْنايَ هذا اِمامانِ، قاما اَوْ قَعَدا».

پس از قيام عاشورا نيز در همان خطّ امام و اسوه و الگو بودن امام حسين ـ عليه السّلام ـ بود و عمل آن حضرت براي امّت مي توانست سرمشق و سرخط باشد و مبناي مشاركت پيروان امامت در مبارزه با حكومت يزيدي باشد، مبارزه اي كه ريشه در جهاد همة پيامبران ربّاني و همة جهادهاي مقدّس مسلمانان صدر اسلام در ركاب حضرت رسالت داشت. اگر سیدالشهداء(ع) فلسفه قیام خویش را احیای دین جدش و امربه معروف و نهی از منکر فرموده است،برما است که از عاشورا رایحه دل انگیز معنویت،ایثار،شهادت طلبی،حقیقت خواهی،فداکاری،امربه معروف و نهی از منکر،جهاد در راه خدا و اقامه شعائر دینی بگیریم.دسته های عزاداری و عزاداران امام حسین (ع) باید مجریان فرمان حسین علیه السلام ومروجان تعهد و احیای فریضه بزرگ امربه معروف و نهی از منکر باشند.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در چهارشنبه هجدهم دی 1387 ساعت 0:41 | لینک ثابت |

 
business article
>